سديد الدين محمد عوفى

732

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

از راه كرم عفو كن و غرامت اين از مال من « 1 » چندانكه تو « 2 » خواهى بدهم ، هر چند كه از اين معنى بگفت ، آن برهمن كتاره بر سينه نهاده بود و مىگفت : البته خود را بخواهم كشت . چون تضرع زن از حد بگذشت برهمن گفت : اگر مرا مطاوعت كنى از سر اين « 3 » درگذرم واگرنه ، هراينه « 4 » خود را هلاك كنم و ترا خود بعد از من زنده نگذارند و بىنامى تا ابد در خاندان شما بماند ، و و بال خون برهمنى در گردن تو بود « 5 » . زن به ضرورت رضا داد « 6 » . همسراى « 7 » را بر حال ايشان وقوف افتاد . بيامدند « 8 » و زن را گفتند « 9 » : كه اين چه فضيحت و رسوايى است و اين چه نااهلى « 10 » و رعنايى كه به مصاحبت گدايى تن دردادى ، و معارف شهر و بزرگ‌زادگان از عشق تو بىخوابند ، و يكى از جوانان « 11 » مدتى است « 12 » تا در طلب وصال تست « 13 » و مرا وسيلت ساخته است و من از تو حشمت « 14 » مىداشتم كه اين معنى با تو بگويم اكنون « 15 » ، اگر به وصل او تن دردهى راز تو پوشيده بماند ، و اگر خلاف اين كنى « 16 » هراينه اين سر پيش شوهر تو بازگويم « 17 » . زن به ضرورت رضا داد و به خانهء همسايه رفت و همسراى ، آن را كه طالب وصال

--> ( 1 ) - مپ 2 و مج و بنياد - من ( 2 ) - مپ 2 و مج و بنياد - تو ( 3 ) - مپ 2 + كينه ( 4 ) - مپ 2 : و الا البته ، مج - هراينه ( 5 ) - متن - در گردن تو بود ( 6 ) - مج + و اسباب طرب مهيا كرد ، مپ 2 و مج + و آن روز به لذت و راحت گذرانيدند چون جوان ( مج : چون برهمن ) ( 7 ) - مپ 2 و مج و بنياد : همسايه ( 8 ) - مج و بنياد : بيامد ( 9 ) - مج و بنياد : گفت ( 10 ) - مج : نااصلى ( 11 ) - متن + كه ( 12 ) - مپ 2 : بود ( 13 ) - مپ 2 : تو ( 14 ) - مپ 2 : شرم ( 15 ) - متن و مج - اكنون ( 16 ) - مپ 2 : فرمان نكنى ( 17 ) - مپ 2 : فضيحت كنند